دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان

104

مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )

از مباحث گذشته روشن شد كه بر ظنون واهى نمىتوان تكيه كرد . بنابراين اگر زنى بچّه‌اى را به دنيا آورد ، كه شبيه زوج او نبود و از نظر « قيافه‌شناسى » هم گفته شد اين فرزند به زيد اجنبى مشابهت دارد ، اين امارهء ظاهرى ، دليل بر الحاق ولد به او نمىشود و نمىتوان مدعى شد كه بچّه زنازاده و از اجنبى است . شارع مقدس اين‌گونه گمان‌ها را در اينجا معتبر نمىداند و در هر دو مسئله به الحاق فرزند به فراش حكم كرده است . پس حجت معتبر شرعى همان « فراش » است و گمان در مقابل آن هيچ تأثيرى ندارد ، و شارع هم بر آن تكيه نكرده است ، « 1 » چنان‌كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در كشمكش بين سعد بن أبى وقّاص و زمعه ، به ادعاى سعد اعتنا نكرد و مشابهت بين فرزند و عتبة بن أبى وقّاص را دليل ملحق شدن فرزند به او ندانست . اين روايت از متفقات ابو عبد الله بخارى و مسلم بن حجاج نيشابورى است ، و نزد شيخين شرايط صحت حديث را دارد . آن دو از عايشه روايت كرده‌اند كه گفت : كان عتبة بن أبي وقّاص عهد إلى أخيه سعد بن أبي وقّاص أنّ ابن وليدة زمعة منّي ، فأقبضه ، قالت : فلمّا كان عام الفتح أخذه سعد بن أبي وقّاص و قال : ابن أخي قد عهد إلىّ فيه ، فقال عبد الله بن زمعة ، فقال : أخي و ابن وليدة أبي ولد على فراشه [ فتساوقا إلى النبي ] فقال رسول الله صلّى اللّه عليه و آله : هو لك يا عبد اللّه بن زمعة . ثم قال صلّى اللّه عليه و آله : الولد للفراش و للعاهر الحجر ، ثم قال لسؤدة بنت زمعة زوج النبيّ صلّى اللّه عليه و آله : احتجبي يا سودة ، لما رأى من شبهة بعتبة فما رآها حتى لقى الله تعالى ؛ « 2 » عايشه مىگويد : عتبه بن أبى وقّاص به برادرش سعد بن ابى وقّاص وصيّت كرد كه فرزند كنيز زمعه ، از من است ، او را نزد خود بياور . هنگامى كه سال فتح مكه فرارسيد ، سعد آن پسر را گرفت و گفت : اين پسر فرزند برادر من است و برادرم در مورد او به من وصيّت كرده است . پس عبد الله بن زمعه ايستاد و گفت : اين پسر ، برادر من و فرزند كنيز پدرم است كه بر فراش او زاده شده است ، [ پس باهم نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله رفتند ] و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به عبد الله بن زمعه

--> ( 1 ) . قواعد الفقهيه ، ج 4 ، ص 25 . ( 2 ) . صحيح مسلم ، ج 2 ، ص 108 و ج 4 ، ص 171 ؛ ابو عبد اللّه بخارى ، الصحيح ، ج 3 ، ص 65 و 118 .